سلیقه های دینی

این روزها شدیدترین مطلبی که ذهنم را درگیر کرده است، بعد از ایکس و ایگرگ و زد، مسئله ی دین است. این سوال برایم پیش آمده است که ما چقدر دین را میفهمیم؟! اصلا میفهمیم؟! به نمونه های زیر دقت کنید:

  1. این مطلب چه میخواهد بگوید؟! صیغه بد است یا خوب؟! اصلا در دین چه جایگاهی دارد؟! کجای نظام دین است؟! معلوم است اصلا برای ما؟! یک عده آنچنان از آن دفاع میکنند، گویی دین آمده است که فقط بگوید صیغه کنید! یا اگر صیغه نکنید به اعلا مرتبه ایمان نمیرسید! دیگری جوری آن را میکوبد که با خودت فکر میکنی که خدا رحم کرد این گناه بزرگ را مرتکب نشدم! یا دلت میخواهد به کسی که صیغه کرده است بروی بگویی کاش کافر میشدی اما صیغه نمیکردی
  2. همینطور یک دفعه باخبر شدم که کسی در یکی از نرم افزارهای مجازی پیغمبر را سب کرده و برای او حکم اعداد نوشته اند. کسی این وسط گفت: روی سر پیغمبر خاکستر میریختند چیزی نمیگفت! شاه میبخشد و شاه قلی نه. و من مسلما به این فکر میکردم که واقعا بخشش و عفو چه جایگاهی در دین دارد؟! کجای دین است؟! اعدام کجای دین است؟!
  3. این روز ها مردم دائم میگویند که باید شاد بود و خدا گفته است شاد باشید و بزن و برقص! از آن طرف عده ای میگویند خداوند شادی دیگری را توصیه کرده است نه این نوعِ حرامش را!

و هزاران مثال دیگر از این قبیل. بیشترین دریافتی که من از این حرفها داشتم این است که خیلی کم پیش می آید کسی مبتنی بر علم صحبت بکند! عموما برداشت خود را به دین تحمیل میکنند و میگویند خدا راضی نیست که فلان! گلچینی از دین راه می اندازند و هر چه دلشان میخواهد را به دین نسبت می دهند.

خب در این اوضاع چه باید کرد؟! دین را چطور میشود شناخت؟! چطور میشود فهمید محبت کلیه دین است یا قلب آن؟! عقل مغز دین است یا دست آن؟! لبخند زدن به کودکان سرطانی چشم دین است یا انگشت کوچک پا؟! قلب دین چیست؟! مغر آن؟! چشم آن؟!

من برایش جواب دارم، اما دوست دارم شما هم به این مسائل فکر کنید و جوابتان را به اشتراک بگذارید تا من هم استفاده کنم. جواب من هم در ادامه مطلب:

  • منِ گنجشک
  • يكشنبه ۶ فروردين ۹۶

تلگرام و اینستاگرام

همان اوایل که تلگرام را نصب کردم فهمیدم که نباید به تلگرام به عنوان یک منبع علمی یا سرگرمی نگاه بکنم، چون جز اتلاف وقت هیچ چیزی نخواهد داشت. پس تلگرام برای من شد محلی برای رد و بدل کردن اطلاعات و تماس با بقیه.

بعد از نصب ایسنتاگرام به این نتیجه رسیدم که اینستا فایده ی خاصی ندارد. کسی میتواند فایده ای برایش ذکر کند؟!

اما یک مسئله ی جالبی در آن وجود داشت و آن هم کثرت شعار بود. شعارِ حجابِ من چقدر زیباست و شعارِ بیایید به کودکان کمک کنیم و شعارِ لطفا من را قضاوت نکن. آیا زندگی فقط همین جملات تکراری است؟! نیست.

زندگی مجموعه ای از باید ها و نباید هاست که به هر کدام به اندازه ی ارزشش باید بها داد، نه بیشتر و نه کمتر. درست است که عشق یکی از ارکان زندگی است، اما نه آنگونه که در اینستا آن را به ابتذال کشیده اند! درست است که دین راه زندگیست، اما همه دین حجاب نیست.

تنها توجیهی که برای فعالیت در اینستا پیدا کرده ام، کثرت حضور مردم در آن است. و الا کسی که به فکر اصلاح خود و جامعه باشد میتواند درک کند که اینستا هیچ فایده ای ندارد.

  • منِ گنجشک
  • چهارشنبه ۲ فروردين ۹۶

سال جدید و آدم جدید و وب جدید

سلام!

الان اوج درگیری های نوروز است. چند ساعتی بیشتر تا عید باقی نمانده است و همه در تکاپو هستند. خودِ من را هم مادرم همین چند دقیقه آزاد کرد! و الان هم دستانم شبیه دستان کوزت است. شادی روح کوزت الفاتحه!

طبیعی است که در این چند ساعت باقیمانده کسی فکر وب زدن و پست نوشتن و این نوع کارها نیست، اما من از اول هم غیر طبیعی بوده ام! و نشستم با خودم فکر کردم که چه خوب است که افتتاح رسمی یک وب، مصادف باشد با افتتاح رسمی یک سال جدید.

و چه بهتر است که این سال جدید، مصادف باشد با افتتاح یک آدمِ جدید. میخواهم با خودم قرار بگذارم که یک خوبی، یا یک بدی را روی کاغذ بنویسم و سعی کنم زود به آن دست پیدا کنم یا از بینش ببرم! و بازه ی زمانی هم برای رسیدن به این خوبی یا از بین بردن این بدی، مشخص کنم. یعنی یک کار عملیاتی جمع و جور.

چرا که نه؟!

چرا از این انرژی و امید و سرزندگی استفاده نکنم تا کمی خوبتر بشوم؟!

این پیشنهاد را به شما هم میکنم. و پیشنهاد میکنم اولین پیشنهادتان بعد از تبریک سال نو، به دوستانتان این باشد.

آن وقت سال بعد، عید زیباتر میشود، با دنیایی پر از خوبی های جدید و بدی های کمتر. مگر نه؟!

  • منِ گنجشک
  • دوشنبه ۳۰ اسفند ۹۵
روزمرگی ها و داد و بیدادهای یک جوان